سربازی یا سر  بازی

کشورهای جهان بر اساس وضعیت نظام وظیفه به 6 دسته تقسیم می شوند که ایران در ششمین و آخرین گروه قرار دارد:

الف- كشورهايي كه سربازي اجباري ندارند.(123 کشور، 61%)

 مانند: آرژانتین، آفریقای جنوبی ،اردن، اروگوئه، افغانستان، استرالیا، اسلواکی، اسلوونی، امارات متحده عربی، انگلستان، ایالات متحده آمریکا، ایسلند، بحرین، بلژیک، بلغارستان، بنگلادش، بوتان، بوسنی و هرزگوین، بولیوی، پاکستان، پاناما، پرتقال، پرو، رومانی، زامبیا، ژاپن، سریلانکا، شیلی، عراق، عربستان سعودی، عمان، غنا، فرانسه، قطر، کاستاریکا، کامرون، کانادا، لبنان، مالدیو، ماداگاسکار، مجارستان، مراکش، مقدونیه، نیجریه، نیکاراگوئه، نیوزیلند، هلند، هند، هنگ کنگ، یمن، ایتالیا، آلبانی، اوگاندا، ایرلند، کویت، سوئد، لهستان، کرواسی،صربستان، آلمان


ب- کشورهایی که سربازی اجباری یک سال و یا کمتر دارند. (24 كشور، 11%)

فنلاند، اتریش، آذربایجان، برزیل، تونس، ازبکستان، قرقیزستان، یونان، مکزیک، مغولستان، روسیه، سوییس، تركیه


ج- کشورهایی که صرفا در امور مدنی یا به صورت  نظامی غیر مسلح سربازي دارند.(7 كشور، 4%)

آنگولا، الجزایر،قبرس، اسپانیا 


د- کشورهای که سربازی انتخابی دارند.(14 كشور، 7%)

اندونزی، بنین، تایلند، چاد، چین، مالزی، سنگال


ه- اسامی کشورهایی که از ترکیب نیروهای داوطلب و اجباری استفاده می کنند. (15 کشور،8%)

اسراییل، ساحل عاج، سنگاپور، سودان، فیلیپین، کره جنوبی، گرجستان، ونزوئلا


و- کشورهایی که سربازی اجباری 18ماه و یا بیشتر، غیر انتخابی و همراه با به کار گیری در امور عملیاتی نظامی دارند. (17 كشور،9%)

ارمنستان، ویتنام، تاجیکستان، ترکمنستان، زیمباوه، سوریه، سومالی، قزاقستان، کره شمالی، کوبا، لائوس، لیبی، مصر، ایران

 

 

از اونجایی که من با تمام قوانین وتبصره های جدید از خدمت به کشورعزیزم معاف نمیشم (نمی دونم که من کشورمو خیلی دوست دارم یا کشورم منو البته مطمئنا اولی درسته) خیلی دلم کباب بود به همین دلیل گفتم اینو بزارم تا شماها هم بدونید که من دو سال تمام باید (در گرما یا سرما ) به خدمت مقدس سربازی بروم. البته خدا رو چه دیدی شاید تا اون موقع یه قانونی بیاد که شامل حال منم بشه "ان شا الله" دعا کنید چون اگه اینطوری بشه به همه شیرینی میدم.

گزارشی از یک حماسه

گزارش میدانی یک پژوهشگر از راهپیمایی 22 بهمن


هر چه به میدان آزادی نزدیک تر می شویم جمعیت متراکم تر و مردم با شور و حال تر می شوند. همه آمده اند. پیر و جوان. زن و مرد. تاریخ امروز در تقویم عشق ، بیست و دوم ماه یازدهم سال سی و دوم است. شاید انتظارها کمتر از این بود. اما همه آمده اند که بار دیگر تجدید میثاق کنند . آمده اند تا بگویند هنوز دوستت داریم انقلاب.


حس کنجکاوی امانم را بریده. می خواهم بدانم چه نیرویی باعث شده این جمعیت در این هوای سرد و بارانی به خیابان ها بیاید. نه می توانم آتش کنجکاوی ام را خاموش و نه می توانم جواب قانع کننده ای برای آن پیدا کنم. ضبط صوت خود را روشن می کنم. به راه می افتم تا آنچه را که می خواهم به دست بیاورم. حکمت را بجویید حتی اگر درچین باشد. اما من اینجا هستم و اطرافم پر است از حکمت.


اولین کسی که سراغش می روم مردی روحانی است با محاسنی جوگندمی. از او می خواهم که چند لحظه وقتش را در اختیار ما بگذارد، اما او با لبخندی پاسخ می دهد که فرزند 8 ساله اش را گم کرده و ما را به روحانی دیگری وامی گذارد. اما مگر کسی گم می شود در این همه پیدایی؟ آن دیگری با سعه ی صدر نزدیک می شود و می گوید: جوان های ما تغییری نکرده اند، همان نسل قبلی باولایت هستند. می گوید: این شور و حال ها و این حضورها در هیچ جای دنیا دیده نمی شود. آماده اند که از رهبر خود دفاع کنند و نظام را حفظ نمایند. از مصر می گوید. از فتنه می گوید. حتی شعر برایمان می خواند. شعرش را به یاد ندارم چون بعد از خداحافظی تازه متوجه خاموش بودن ضبط صوتم می شوم. جوانی است و بی تجربگی هایش.


ادامه این گزارش زیبا و واقعی را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه نوشته

منجی انسانیت

سلام برمهدی

روزگار چه بازی غریبی دارد،امروز پر از غم بود،قطب عالم،سرور فلک و افلاکیان دل خون بود از داغ پدر.اما فردا ،سپیده دم فردا چه روز خوب و شیرینی خواهد بود.آن هنگام که ذوالفقار علی به دستان مبارک پسر پنج ساله ای سپرده میشود. آن وقت که علم ساقی عاشقان روی دوش پسرکی می رود که از همان کودکی امام بود و سالار...

چه روز زیبایی است؛زمین و آسمان هلهله می کنند که امامت به بهترین مخلوق و بنده ی خدا سپرده می شود،به قبله ی کعبه ،به هدف بارش و مقصد خلقت.به آنکه برای ما می خندد و برای ما می گرید . از شادی و خوشحالی ما خشنود می شود . آنکه برای عاقبت ما نگران است،نگران تر از پدر و مادرمان. مهربانتر از همه پس از خداوند به ما.به آنکس که وفا کرد و جفا دید. وفا کرد به ما انسانها و جز ستم و جفا هیچ ندید.

"سرورمان اگر بیایی همه سر و جانمان را فدایت می کنیم" این جمله ای بود که کوفیان گفتند،ما هم اهل کوفه ایم.آقا جان شما خودتان دعا کنید تا عاقبتمان مانند سلیمان و دیگر کوفیان نشود. چرا صدای "هل من ناصر "مهدی (عج)را نمی شنویم ؟؟ مهدی از حسین غریب تر است حتی در جشنی که برای خود آقا گرفته می شود،خوب به اطرافتان نگاه کنید....!

یابن الحسن!!

با اینکه روضه خوانم ومیخوانم از شما

فهمیده ام که هیچ نمیدانم از شما

میترسم از رسیدن آن جمعه ای که من

جای سلام،روی بگردانم از شما

 

عیدتان مبارک...

دل نوشته ای از:مهدیه پیران

نماز امام زمان (عج )

دیدار با رهبر عظیم الشان انقلاب

دیدار ملکوتی



( خاطره ای شیرین )


ساعت پنج صبح بود که از اتوبوس ها پیاده شدیم. یک مسیر طولانی از آدم های شیفته صف بسته بودند که وارد بیت شریف شوند. خدا می داند که چه شور و حالی داشتیم. نوجوان بودیم و پر از انرژی. مردی قد بلند و فربه مدام ما را به فرستادن صلوات ترغیب می کرد. ما هم می فرستادیم: اللهم صلی علی محمد....

عقربه های ساعت کارشان از کند رفتن گذشته بود. انگار کاملا ایستاده بودند و از جایشان تکان هم نمی خوردند. خیلی جالب بود. اینکه از سرما می لرزیدیم و کسی گله نمی کرد. پسری همراه ما بود که اگر یک لحظه در صف می ایستاد (حتی صف مدرسه) صدایش درمی آمد ولی انگار اینجا صف نبود. عشق بود. انتظار برای رسیدن به معشوق....

رسیدیم به مامورهایی که مسئول تفتیش بودند. من و هیچ یک از بچه ها مشکلی نداشتیم. رد شدیم. ای کاش همیشه از این درها رد می شدیم. نه زبانم می تواند وصف کند و نه دلم از گفتن آن همه شور و حال می تواند بگذرد. زیباترین لحظات بودن بود. چند قدمی که از در ورودی دور شدم یکی از مسئولین صدایم زد. با ناراحتی برگشتم که مبادا من از فیض حضور در جوار مولایم محروم شوم. عکس آقا را از دستم گرفت و گفت: ممنوعه!!!. با تعجب در دلم از خود پرسیدم : آقای مهربانی های ما آنقدر غریب است که حتی عکسش را نمی گذارند ببریم در بیت ایشان.

کفش ها را سپردیم به کفش داری. همه خوشحال بودند. شاد شاد. حتی درخت ها هم لبخند می زدند. کاش بودید و می دیدید که در این فضای یخ زده چه قلب های گرمی به شوق دیدار مقتدای خود می تپیدند. کاش بی دست می آمدم چرا که از دستان شما خجالت می کشم....

باز هم ما را گشتند. حق هم داشتند. ما نامحرمیم دیگر. اگر محرم بودیم که فتنه گرها جرات پاره کردن عکس مولا را نمی کردند. اگر محرم بودیم که آقایمان در نماز جمعه عشق (همان روز که اشک هایمان را درآورد) به حضرت مهدی -ارواحنا له الفداه- با زبانی به وسعت عشق شکایت نمی کردند با این جمله که دلها را سوزاند: جسم ناقصی دارم... واگر محرم بودیم که فریاد «  أین عمار ؟؟؟ » آقا در گوش ها نمی پیچید و سرها در گریبان ها فرو نمی رفت از شرم و اگر محرم بودیم که....

تا درب ورودی حسینیه حضرت امام (همان جا که مقتدایمان در آنجا ما را از هوش می برد و هزار بار هشیارتر به هوشمان می آورد) قدمی باقی مانده بود. کاش قدم ها آنقدر بلند بود که این مسیر به درازا نمی کشید. حرارتی دلنواز صورتم را نوازش می داد. آری! این منم! در نزدیکی سید خراسانی ام. در نزدیکی یاران خراسانیی که آقا دلبسته اشان است.

می خواندند: دیدار روی ماهت یک فیض آسمانی ست.... کلمات را قاصر می بینم از آن شورها و حال ها. دل های ناقص ما که درک وجود کامل مولا را ندارد. چشمان عیب دار ما که نمی تواند ببیند زیبایی های وجود خورشید را.

فریاد می زدند: ابوالفضل علمدار ، خامنه ای نگهدار.... که این مولای ما دستانی دارد به بلندای دستان بریده ات. وجه شبه چیست بین مولای ما و برادر حسین؟؟؟ همان ابوالفضلی که از آب گذشت تا از آب عشق نگذرد و نگذشت. این مولای ما نیز از آبرو گذشت تا از جمهوری عشق نگذرد و ...

می گفتند: ما اهل کوفه نیستیم.... توابین هم نبودند اهل کوفه یا شاید بودند. مختار هم نبود و البته بود. کاش مختار نباشیم. کاش بعد از کربلا نیاییم. باید امروز آقا را شناخت و دید. فردا دیگر قیام به کار نمی آید. مختار اگر هزار حرمله و خولی و شمر را بهم سوزاند نه حسین زنده می شود و نه عشقش به حسین ثابت. کاش در کربلای مولای خراسانی خود دیر نرسیم....

خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست.... و آقایی مهربان تر از آب و روشناتر از خورشید و بی ریاتر از نسیم و گرانبهاتر از مروارید آمد. آمد که بگوید : أین ... اما مهربانم ما آمده ایم که بایستیم و دیگر دست از تو برنداریم. ما عمارهای توایم. ما را به سربازی خود قبول میکنی؟؟؟

به قلم : محمد ایرانی

رهبر . آقا . خامنه ای . دیدار . محمد ایرانی


من چشم به روی هرکه بستم، بستم

ذوب خط عشق و با ولایت مستم

گفتند که کرده چیزخور قلب تو را

من عاشق شستشوی مغزی هستم

شاعر : آریا

این درد مشترک......

به نام خداوند بخشنده مهربان

من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه برمی خیزند.....


زمانی که این متن رو به رشته تحریر درمیارم سرشار از دوستی و صداقتم و میخوام شما هم هرچه زودتر نظرتون رو اعلام کنید چنانکه این درد رو داشتید انشالله با اتحاد و همدلی، نامه ای تهیه کرده و به سرکار خانم حیدری نسب و ریاست دانشکده تقدیم کنیم.


همانطور که همه دوستان مطلع هستند نمرات امتحان درس مبانی روانشناسی بسیار ضعیف هستند و در این نامه از ایشان میخواهیم که به دلیل مشکلات عدیده ای که وجود داشته نمرات را روی میانگین برده (یعنی به همه دانشجویان به یک میزان نمره ای تعلق بگیرد) و یا چنانچه این امر محقق نشد لااقل این کار ما باعث می شود که در سال های آتی برای دیگر دانشجویانی که با سرکار خانم حیدری نسب درس خواهند داشت از لطف ایشان در مورد این طرز نمره دادن در امان بمانند.


متنی را که در ادامه مطلب مطالعه می فرمایید چنانچه مورد تایید حداقل 70% دوستان همکلاسی قرار گرفت انشالله روز چهارشنبه چاپ ، امضا و به خدمت این استاد محترم ، ریاست دانشکده و مدیر گروه تسلیم خواهد شد. لذا در قسمت نظرات، موافقت و یا عدم توافق خود را اعلام کنید.

 

آخرین خبر از پیگیری های صورت گرفته:

 

جناب آقای ذولفقاری (مدیر محترم گروه علوم اجتماعی) از نگارش این نامه بسیار خشنود شدند و قول مساعد دادند که همین امشب (چهارشنبه)با مدیر گروه روانشناسی تماس حاصل نموده و ناراحتی ما را از این موضوع اعلام نمایند. خدا را شکر که تمام تلاش خود را کردیم و چنانکه به نتیجه برسیم بسیار عالی است و اگر نتیجه ای در بر نداشت لااقل نزد وجدان خود آسوده خاطریم چون تمام تلاش خود را به کار بستیم.

ضمنا این اقدام ما باعث اقتدار کلاس و نشان دادن عیوب احتمالی اساتید بعدی و مواظبت آنها از برخورد های خود خواهد بود.

 

انشالله خیر است.......

 

درددل گروهی از دانشجویان با استاد خود:


ادامه نوشته

باغ...

باغ

دو نفر در یک کویر گم شده و از گرسنگی و تشنگی در حال مردن هستند.بالاخره آنها به یک دیوار بلند میرسند.از آن طرف دیوار آنها صدای آبشار و آواز پرندگان را           می شنوند.در بالای دیوار شاخه های درختان میوه دیده می شوند.میوه ها خیلی خوشمزه به نظر می آیند.یکی از آنها از دیوار بالا می رود و آن سوی دیوار ناپدید     می شود در عوض دیگری به کویر برمی گردد و به دیگر مسافرانی که راهشان را گم کرده  اند کمک می کند تا راه آن باغ میان کویر را پیدا کنند.

لبخند...

چقدر لبخند به چشمهایت می آید!!!

ادامه نوشته

ثبت نام خادمین معنوی امام رضا (ع)

آیا شما هم دوست دارید به جمع خادمین معنوی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بپیوندید ؟

عاشقان

          علی بن موسی الرضا

                                        آقای مهربانی

                                                    ولی نعمت ما ایرانیان

                                                                             به ادامه مطلب رجوع کنند


ادامه نوشته

دهه فجر مبارکباد


«««« امام آمد »»»»



آغاز دهه فجر بر همه دانشجویان


و ملت شریف ایران


مبارکباد


برای مشاهده روز شمار انقلاب به ادامه مطلب بروید


(انقلاب در یک نگاه)


ادامه نوشته

بیانیه سوم جنبش منتشر نشد

به گزارش خبرگزاری جفتک (جنبش فراتعطیلی طلب کلاس) بنابه دلایل نامعلومی رهبر جنبش شب گذشته  طی یک عملیات پیچیده و از قبل طراحی شده دستگیر شد.

نیمه شب گذشته پس از آنکه عده ای از فداییان این جنبش به تحصن تا روز شانزدهم بهمن و به حاضر نشدن در کلاس های درس اقدام کردند و از آنجا که نیروهای امنیتی نسبت به این اقدامات حساسیت نشان دادند در اقدامی بی سابقه رهبر جنبش (آقای کلاس پیچ) را دستگیر و به نقطه نامعلومی انتقال دادند.

به نقل از شاهدان عینی این نیروها که بدون حکم از دادگاه ایشان را با خود برده اند ؛ وی را مورد ضرب و شتم قرار داده و احتمالا به ک ه ر ی ز ی ک انتقال داده اند و از قبل نسبت به هر گونه اقدام قبلی در آن مکان اظهار انزجار کرده اند.

روز گذشته در حالی که آقای کلاس پیچ درصدد تنظیم بیانیه سوم جنبش بود گروهی نقاب بر چهره و دستکش در دست وارد منزل مسکونی ایشان شده و آقای کلاس پیچ را به نقطه نامعلومی که به احتمال زیاد اول آن مکان ک باشد و آخرش هم ک برده اند.

لازم به ذکر است که رهبر جنبش مدت ده روز قبل از این واقعه هولناک در حبس خانگی به سر برده و اکنون نیز در دست این دستکش به دستان مزدور به سر میبرد.

قائم مقام جنبش از همه آزادگان جهان و کلاس درخواست نموده که برای سلامتی و عدم ت ج ا و ز به ایشان دعا نموده و از خداوند بخواهند تا هرچه زودتر به آغوش خانوده اش باز گردد.

قائم مقام جنبش در مصاحبه با خبرگزاری جفتک اعلام کرد: این کار ماموران خلاف قانون بوده و ما تمام مجاری قانونی و غیرقانونی را برای آزادی آقای کلاس پیچ به کار خواهیم بست حتی حاضریم که به ما تجاوز بشود ولی به ایشان هیچ بی احترامی صورت نگیرد.

قائم مقام افزود: در متن بیانیه شماره سه که البته توسط نیروهای دستکش به دست معدوم گردید آمده بود که اتحاد خود را حفظ کنید و اگر مورد تجاوز هم قرار گرفتید از آرمان های جنبش دست برندارید. همچنین در بخش دیگری از بیانیه آمده بود که: ما را بک... ما قوی تر میشویم (فکر بد نکنید در نقطه چین کلمه بکشید بوده که البته به خاطر خط خوردگی اینطور شده/ البته فکر شما هم محترم است)

قائم مقام در ادامه گفت: این قبیل اعمال خصمانه نه تنها باعث تضعیف جنبش نمی گردد بلکه به کوری چشم دشمنان باعث تقویت اتحاد و همدلی جنبش شده و هرگز ما تا روز شانزدهم سر کلاس حاضر نخواهیم شد. وی در ادامه افزود برای آقای کلاس پیچ دعا کنید تا دوباره صحیح و سالم به جمع ما برگردد.


« خبرگزاری جنبش عظیم جفتک »

اینجا خرم آباد - آسمان آسمان ها

سلام به همه همکلاسی های خوب و تموم بازدیدکننده های عزیز

دوستان عزیز!! چون که الآن خرم آبادم و از این کهن شهر دوست داشتنی دارم واستون این مطلب رو میفرستم حیفم اومد که از قلعه فلک الافلاک (متعلق به دوره ساسانی) واستون یه عکس نذارم. این قلعه از زیباترین و قدیمی ترین قلعه های خشتی جهان به شمار رفته و در مرکز شهر خرم آباد واقع است.

امیدوارم که همراه خانواده های محترم تشریف بیارین. منم که به عنوان میزبان هستم. قدمتون سر چشم.

این هم دوتا عکس از شب و روز قلعه فلک الافلاک


قلعه فلک الافلاک - خرم آباد - پژوهشگری - لرستان




برای دیدن برنامه پیشنهادی ترم آینده به ادامه مطلب مراجعه کنید 

اخبار تکمیلی انتخاب واحد و جواب سوالات همه عزیزان در این زمینه؛ همین جا پاسخ داده می شود.

باتشکر (مدیریت وبلاگ)

__________________________________________________________________

خبر تکمیلی : دوستان عزیز برای ورود به قسمت انتخاب رشته  و مشاهده نمرات (که البته فعلا  اعلام نشده است) پس از ورود به سایت دانشگاه (که در گوشه سمت چپ روبلاگ موجود می باشد) ابتدا وارد بخش اتوماسیون آموزش شده و در قسمت نام کاربری شماره دانشجویی و در قسمت کلمه عبور شماره دانشجویی + 5 رقم آخر شماره شناسنامه رو وارد کنید. پس از ورود به سایت می توانید پسورد (کلمه عبور) خود را تغییر دهید.

_____________________________________________________________________

خبر تکمیلی: زمان تشکیل دقیق کلاس ها ( روز و ساعت برگزاری ) نیز مشخص شد. (به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.)

______________________________________________________________________

خبر تکمیلی : اساتید اختصاصی دروس مشخص گردید. (در ادامه مطلب درج گردیده است)

______________________________________________________________________

خبر تکمیلی : برنامه و زمان بندی کامل ترم دوم در خروجی وبلاگ قرار گرفته است. لطفا برای دیدن این برنامه و اطلاع از تاریخ های انجام امور دانشجویی (به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

_____________________________________________________________________

خبر تکمیلی (ویژه) : اساتید دروس عمومی نیز مشخص شد. خواهشا درس زبان عمومی را طبق سلیقه خود انتخاب کنید. برای اطلاعات بیشتر به  ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

_____________________________________________________________________

خبر ویژه : نمره دروس زیر اعلام شد .


زبان پیش - فارسی - ریاضی - تاریخ اسلام


(البته در تابلوی اعلانات دانشکده)

ادامه نوشته

اربعین حسینی

 آفتاب: اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.
از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.
اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شكوه‌ها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.
کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....
در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.
آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.
پیروان و دوستان امام حسین ‏علیه‏ السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى ‌شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد».
 دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.

زنده بودن یا زندگی کردن؟؟؟

 دوروزمانده به پایان زندگی تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است!!!!!!!!!! تقویم زندگی اش پر شده بود وتنها دو روز خط نخورده برایش باقی مانده بود. پریشان وعصبانی و آشفته پیش خدا رفت تا روزهای بیشتری از او برای زندگی کردن بگیرد. داد زد و بد وبیراه گفت اما خدا سکوت کرد.آسمان و زمین را بهم ریخت اما خدا سکوت کرد. جار وجنجال به راه انداخت و دعوا کرد اما خدا سکوت کرد. به پر وپای فرشته و انسان پیچید والتماس کرد اما خدا سکوت کرد.کفر گفت و سجاده دور انداخت اما خدا باز هم سکوت کرد. گریه کرد و به سجده افتاد خدا سکوتش را شکست وگفت "اما عزیزم یک روز دیگر هم رفت تمام این روز را با بد وبیراه و جنجال از دست دادی بیا لااقل این یک روزباقی مانده را زندگی کن" شما در این وضعیت چه میکردید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ادامه نوشته