معما
سه لامپ با واتهای ۶۰-۱۰۰-۲۵۰در یک اتاق و سه کلید نیز در یک اتاق دیگر می باشد
باید رابطه بین سه کلید و سه لامپ را مشخص کنید(کدام کلید متعلق به کدام لامپ است)
فقط یکبار می توان بعد از زدن کلید ها به اتاق لامپ ها رفت؟؟
معمای شماره دو
سه لامپ با واتهای ۶۰-۱۰۰-۲۵۰در یک اتاق و سه کلید نیز در یک اتاق دیگر می باشد
باید رابطه بین سه کلید و سه لامپ را مشخص کنید(کدام کلید متعلق به کدام لامپ است)
فقط یکبار می توان بعد از زدن کلید ها به اتاق لامپ ها رفت؟؟
معمای شماره دو
با سلام خدمت همه دوستان و عزیزان همراه وبلاگ
ضمن عرض تسلیت به مناسبت عاشورای حسینی به خدمت همه دوستان بزرگوار میرساند که نتایج نظرسنجی کدام استاد را بیش از دیگران دوست دارید به شرح زیر می باشد
دکتر رستگار 18%
دکتر حیدری نسب 20%
حاج آقا اکرمی 5%
آقای برج ساز 22%
آقای نظری 15%
خانم خاک علی 20%
محبوب ترین استاد طبق این نظرسنجی آقای برج ساز و بعد از آن خانم ها : خاک علی و حیدری نسب میباشند
اما نظرسنجی دوم در مورد وبلاگ بدین شرح می باشد.
بسیار بسیار عالی 28%
خوب است 34%
بد نیست 6%
افتضاح است 2%
جمع کن برو خونتون 30%
با این اوصاف بیش از 60% از وبلاگ راضی بوده و احتمالا (جمع کن برو خونتون) رو دوستان من باب مزاح انتخاب کردن.
لطفا در نظرسنجی های جدید شرکت کنید
السلام علیک یا ابا عبدالله

با هم قرار گذاشته بودیم هرکسی شهید شد،از اون طرف خبر بیاره.شهید که شد خوابشو دیدم.داشت می رفت،با قسم حضرت زهرا(س) نگهش داشتم.با گریه گفتم :«مگه قرار نبود هرکسی شهید شد از اون ور خبر بیاره.» بالاخره حرف زد گفت:«مهدی اینجا قیامته!خیلی خبراس.جمعمون جمه،ولی ظرفیت شما کمه هرچی بگم متوجه نمیشید.»گفتم:«اندازه ظرفیت کوچک من بگو.»فکر کرد و گفت:«همین دیگه،امام حسین وسط میشینه ماهم حلقه میزنیم دورش،برای آقا خاطره میگیم.»بهش گفتم:«چیکار کنم تا آقا منو هم ببره»نگاهم کرد و گفت:مهدی همه چیز دست امام حسین(ع) همه پرونده ها میاد زیر دست آقا نگاه میکنه هرکسی رو که بخواد یه امضای سبز میزنه می برندش.برید دامن حضرت رو بگیرید.»
راوی: مداح اهل بیت حاج مهدی سلحشور
شهید:جعفر لاله
سلام علیکم
کتاب« خط عاشقی» خاطرات عشق شهدا به امام حسین (ع) است که نویسنده آن آقای حسین کاجی است.
گفتم ماه عزای حسینی هست خوبه که این خاطرات رو تو وبلاگمون بنویسم. اولیش رو گفتم به نام شهدای گمنام باشه:

داشتیم پیکر شهدامون رو با کشته های بعثی تبادل میکردیم که ژنرال«حسن الدوری» رئیس کمیته رفات ارتش عراق گفت:«چندتا شهید هم ما پیدا کردیم،تحویلتون میدیم تا به فهرستتون اضافه کنید»
یکی از شهدایی که عراقی ها پیدا کرده بودند،پلاک نداشت.سردار باقر زاده پرسید: «ازکجا میگید این شهید ایرانیه؟ این که هیچ مدرکی برای شناسایی نداره!...»
ژنرال بعثی گفت:«با این شهید یه پارچه قرمز رنگ پیدا کردیم که روش نوشته «یا حسین شهید».
فهمیدیم ایرانیه....
راوی : محمد احمدیان

1858. 15 آوریل . تولد امیل دورکیم در اپی نال در خانواده ای ربانی یهودی . پدرش در کودکی او می میرد . تحصیل در کالج اپی نال .دورکیم در پایان تحصیلات متوسطه جایزهی مسابقات عمومی را می گیرد . دورکیم به پاریس می آید و در مدرسهی لوئی لوگراند خودش را برای مسابقه ورودی دانشسرای عالی آماده می کند . وی در پانسیون ژوفره با ژان ژورس برخورد می کند . ژورس یک سال پیش از دورکیم در دانشسرای کوچه اولم وارد می شود.
1879. دورکیم به دانشسرا وارد می شود و در آن جا در سهای فوستل دو کالانژ و بوترو را دنبال می کند.
1882 دورکیم « آگره گاسیون » فلسفه را می گذراند و در سانس و سن کانتن دبیر می شود .
1886 - 1885 دورکیم یک سال مرخصی می گیرد تا در پاریس ، سپس در آلمان در نزد وونت ، به مطالعه علوم اجتماعی بپردازد
1887 – 1886 . در برگشت از مسافرت آلمان ، در مجلهی فلسفی سه مقاله منتشر می کند : مطالعات اخیر علوم اجتماعی ، علم اثباتی اخلاق در آلمان ، فلسفه در دانشگاههای آلمان .
1887 . دورکیم با حکم وزارتی اشیپولر به سمت الستاد علم تعلیم و تربیت و علم اجتماعی در دانشکده ادبیات بوردو منصوب می شود . این درس نخستین درس جامعه شناسی در دانشگاههای فرانسوی است . از همکاری دورکیم در بوردو ، می توان هامان و رودیر و از شاگردان او ، شارل لالو و لئون دوگی را نام برد.
1888 . انتشار مقاله ای در مجله ی فلسفی در باره ی خودکشی و باروری .
1891 دورکیم درسی را با داوطلبان آگره گاسیون فلسفه شروع می کند تا با آنها پیشینیان بزرگ جامعه شناسی ( ارسطو ، مونتسکیو ، کنت … ) را مطالعه کند.
1893 – یادداشت در باره ی تعریف سوسیالیسم . مقاله ای در مجله ی فلسفی دورکیم رساله ی دکترا یش : در بارهی تقسیم کار اجتماعی را همراه با رساله لاتین در باره ی سهم مونتسکیو در تشکیل علم اجتماعی می گذراند .
1895- قواعد روش جامعه شناس
1896 – درس جامعه شناسی اش به کرسی استادی تبدیل می شود . تأسیس سالنامه ی جامعه شناسی ،اولین مطالعات دورکیم که در این سالنامه منتشر شده اند عبارتند از : تحریم همبستری با محارم و خاستگاههای آن ،تعریف نمودهای دینی .
1897- خودکشی
- مقاله « توتم پرستی » در سالنامهی جامعه شناسی
دورکیم که از مبارزان راه غیر مذهبی است و به شدت تحت تأثیر قضیّه دریفوس قرار گرفته بیش از پیش به مشکل مذهب توجه می کند .
1902- دورکیم تصدی کرسی علم تعلیم و تربیت سوربن را هم به عهده می گیرد .
1906- رسماً به سمت استادی کرسی علم تعلیم و تربیت دانشکده ی ادبیات پاریس انتخاب می شود ؛ در آن جا جامعه شناسی و علم تعلیم و تربیت را به موازات هم تدریس می کند .
گزارشی به انجمن فرانسوی فلسفه دربارهی « تعین پدیدهی اخلاقی »
1909- تدریس در کلژدوفرانس درباره ی « آیینهای تعلیم و تربیتی بزرگ فرانسه از قرن هجدهم به بعد »
1911- گزارش به کنگرهی فلسفی بولونی دربارهی «احکام واقع نگر و احکام ارزشی »
1912- صوربنایی حیات دینی
1913- کرسی دورکیم عنوان « کرسی جامعه شناسی سوربن » را پیدا می کند .گزارش به انجمن فرانسوی دربارهی : « مشکل دین و دوگانگی طبیعت انسانی »
1915 – تنها پسر دورکیم در جبههی سالونیک کشته می شود وی دو کتاب با الهام از این حادثه منتشر می کند . آلمان برتر از همه و روحیهی آلمانی و جنگ،چه کسی جنگ را خواسته است ؟ ، منشاء جنگ براساس اسناد دیپلماتیک .
1917- 15 نوامبر . مرگ دورکیم در پاریس
(ادامه مطلب به بحث در مورد نظريات و تفكرات وي به شكلي زيبا و جذاب ميپردازد)
عثمانی مذهب بود و بزرگ خاندان؛ به خیال خودش «از بد حادثه» با حسین(ع) هممسیر شده بود. مراقب بود با حسین(ع) روبهرو نشود؛ اگر کاروان حسین(ع) بار میگشود، او بار برمیداشت و حرکت میکرد... تا بالأخره ناچار در منزلگاهی نزدیک کاروان حسین(ع) اتراق کردند. حسین(ع) شخصی را از پیاش فرستاد؛ مشغول غذا بودند که فرستادهی امام چادر خیمه را بالا زد و گفت: «أجِب أباعبدالله». همه از تعجب در جای خود میخکوب شدند؛ همسرش نهیب زد: «فرزند رسول خدا تو را میخواند و او را اجابت نمیکنی!؟»
بقیه حرف رو در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید ...
عزاداری هاتون قبول باشه !
این کتابها هم مختص جو محرمه!
خاکهای نرم کوشک
نویسنده: سعید عاکف
انتشارات: ملک اعظم
این کتاب شرح زندگی شهید عبدالحسین برونسی از زبان آشنایان و خانواده ی آن بزرگواره! طریقه نوشتن کتاب روایتی و نقل قوله! حاج عبدالحسین از اون اولیاا... هایی است که هنوز هم می درخشند!
رهبر عزیزمون درباره ی ایشون فرمودند:این اوستا عبدالحسین قبل از انقلاب یک بنا بود شرح حالش را نوشته اند!من توصیه می کنک و واقعا دوست می دارم شما ها بخوانید ٬ اسم این کتاب خاکهای نرم کوشک است٬ قشنگ هم نوشته شده...........
روی ماه خداوند را ببوس
نویسنده: مصطفی مستور
انتشارات: مرکز
مصطفی مستور نویسنده ی تواناییست که در قالب داستان کوتاه و رمان دست به قلم می بره و انصافا قلم فوق العاده ای داره! محور کتاب اثبات وجود خداست که در قالب داستان دو شخصیت اصلی یکی استاد دانشگاه و دیگری پژوهشگر و فارغ التحصیل فلسفه بیان شده! حجم کتاب کمه و یک روزه هم می شه تمومش کرد!

همه بودند...
بسيجيان سرافراز تا صفار هرندي (وزير ارشاد سابق) و قدياني (شاعر)
چه شوري بود روز دانشجوي امسال در دانشگاه تهران
همه بودند....
ولي نه از فتنه خبري بود نه از شلوغ كاري
فقط عشق بود؛ محرم و حسين(ع) و رهبر و ولايت و دانشجو....
همه بودند......................
اين متن حسين قدياني بود كه در اين جلسه قرائت شد (بسيار زيباست پيشنهاد ميكنم كه حتما حتما مطالعه اش كنيد) لازم به ذكر است قسمت كوتاهي از آن به دليل توهين به يكي از مسئولين ارشد نظام حذف گرديد
چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، همان اتوبوسی بود که در خیابان انقلاب توسط پلیس خدمت گذار توقیف شد. معاینه فنی نداشت. قطار تهران – اندیمشک معاینه فنی نداشت. حتی ذوالجناح معاینه فنی نداشت. دود نداشت. سوز داشت. خدایا من از تو شکایت دارم. از دست دستگاه قضا و قدر. یا تاریخ را به عقب می بردی یا مرا دیر به دنیا می آوردی.........
براي خواندن ادامه متن به ادامه مطلب برويد
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
سلام دوستان عزیز
امیدوارم این ماه عزیز برای همگی ما پر از خیر و برکت معنوی باشه! و تلنگری باشه برامون تا یادمون نره دلیل بودن ما شیعیان و دلیل پایایی اسلام چیست؟! یه متن کوتاه از شریعتی براتون می گذارم امیدوارم بهره ببرید!
لحظه شماری ، لحظه شماری ...
بالاخره آمد ...
آمد ماه محرم ...
آمد ماه عشق و جنون ...
آمد ماه حسین علیه السلام ...
آقا سلام ، ماه محرم شروع شد ...
قصد دارم توی این ماه محرم ، چند تا مطلب بنویسم که به درد این روزها و ایام بخوره ، اما کوتاه (خَيرُ الكَلامِ مَا دَلَّ وَقَلَّ ).
همهی ما بارها زیارت عاشورا خواندهایم و با فرازهای زیبا و معنوی آن آشناییم. اما به راستی پیام و چکیده اصلی زیارت عاشورا چیست؟
بقیه حرفم رو در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید ...
روز دانشجو مبارک
.jpg)
آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند
به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان
مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند
روز دانشجو ؛ روز حمایت از جمهوری اسلامی و استکبارستیزی
بر همه دانشجویان پیرو ولایت. مبارکباد

قرار نبود ديگه مطلب بنويسيم (واسه يه مدتي) ولي اين نظرات رو كه ديدم به يه نتيجه اي رسيدم كه حيفم اومد شما رو هم در جريان نذارم
كاش كسايي كه انقد دم از وفاداراي و بيزاري از مردم كوفه ميزنن يه خورده هم به خودشون برسن. چرا من هر حرفي كه ميزنم شما اشتباه برداشت ميكنيد؟؟؟ طنز مينويسم ميگين فلاني داره خودشيريني ميكنه؟؟ جدي مينويسم ميگين تو آدم مغروري هستي؛ انتقاد ميكنم ميگين چون نيم نمره ازش كم شده اينطور ميكنه؛ خلاصه هرچي ميگيم شما يه چيز دارين كه واسه بنده درست كنيد.
آخه براي گرفتن حق همكلاسي هم بايد توضيح داد؟؟؟ بعضي از دوستان (نه همه فقط بعضي از دوستان) روي مردم كوفه رو هم سفيد كردن. شما خودتون پيشنهاد ميدين بعدش ما كه مطرح ميكنيم جنجال درست ميشه. يه خورده انصاف بد نيست به خدا. ميشه يكي پيدا بشه و بگه آقايون و خانم ها ما كه قول داديم بهم كه دوست همديگه باشيم پس چرا تا آخرش نميمونيد؟؟ يه خورده مرد بودن واسه همه لازمه (چه خانم و چه آقا)
(امام حسين (ع) ميفرمايد : دين نداريد لااقل آزاده باشيد)
اين شعر رو چند وقت پيش گفتم / بد نيست بخونيدش
چرا براي دلم اعتماد تعطيل است
چرا براي شما اعتقاد تعطيل است
چرا شما همگي مثل مردم كوفه
كنار رهبرتان اتحاد تعطيل است
چه دست هاي دعا و چه چشم خونباري
نماز بي اثر و إن يكاد تعطيل است
چه زرد و سرد و منافق شديد اما حيف
كه حد به خاطر اين ارتداد تعطيل است
كسي كه دل به شما بسته سرخوش محض است
به عهد ناقصتان استناد تعطيل است
در اين فضاي زمستان شكست ساقه ي گُل
بهار هم نرسيد و معاد تعطيل است
كسي براي معلم نمي كند تره خورد
هميشه مدرسه ي باسواد تعطيل است
شد آرياي مكلف ، مقلد معشوق
كه بعدِ مرجع من اجتهاد تعطيل است
بسم الله و لا حول و لا قوّة إلّا بالله
اولاً قرار نیست اینجا زیاد بنویسم. گفتم همین اولش گفته باشم بعداً نگید نگفته بودی!
اصولاً مدتی است به یک نتیجه مهم رسیده ام. (بعد از کلی فکر کردن و تجربه کردن و...) اون هم اینه که «دیگه حرف زدن بسه» وقت عمله، باید کاری کرد....
بقیه حرفم رو در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید ...
هم اکنون که این متن را به رشته ی تحریر در می آورم خاطرم آسوده، سخنانم درکمال آرامش و برآمده از اعماق وجودم می باشد.صاف و پاک مثل آب. واما سخنم:
خیلی وقت ها که تنها می شوم ،با خود فکر می کنم به زیبایی ها ودر آخر به این نتیجه می رسم که بسته به دید ما همه چیز می تواند زیبا باشد .بگذارید ساده تر بگویم ما میتوانیم همه چیز را زیبا در اختیار داشته باشیم .به دور از حسادت،لج بازی ،گروه بندی، در مقابل هم قرار گرفتن ،...
آیا هر چیزی را برای خود داشتن زیباست؟؟؟
آیا خوشبختی انفرادی بوجود می آید ؟؟؟
آخر سود بردن به چه قیمتی ،آیا در خلوت شبهایتان با خود فکر کرده اید که آخر به کجا میرسید؟؟؟
آیا در رویاهایتان نشنیده اید فریاد مردی را که سر به اعماق چاه فرو برده واز درد زندانی بودن انسان در این دالانی که به آن دنیا گویند غوغا به راه انداخته!!!
این ها که می گویم دغده های من نیست در واقع درد من درد شماست .مگر آیا برای خوب بودن هزینه ای می پردازیم که از آن فرار می کنیم .شاید هم فکر می کنیم با دوری جستن از دیگران خوبی و آرامش بدست می آوریم .گفتم آرامش و چه زیباست آرامش . شاید فکر کنید که آرامش در تنهایی است بله همین طور است ولی نه به قیمت ناراحتی دیگران.
دعوت من به زیبا زیستن است اما زیبا وانسانی زیستن بار مسئولیتی سنگین بر دوش میگذارد و شاید به همین علت است که رد پای مردان بزرگ که زیبا زیسته اند بر این جهان بی بها می ماند و به آن ارزش میدهد واما زیستن برای رضایت است.و چه احساس زیبایی است رضایت .رضایت ما از او و او ز ما .
نمی شود ونمی توانیم مگر دید خود را تغییر دهیم.وبدانیم سود ما در سود بردن دیگران نهفته وبدانیم همیشه طوری معامله کنیم که فرصت سود بردن برای طرف مقابل هم فراهم کنیم .بگذارید از این هم ساده تر بگویم خود را گول نزنید و به وجدانتان اجازه ی تصمیم گیری دهید و اما وجدان همان چیزی است که گاهی وقت ها آن را به دلایل مختلف مچاله می کنیم. در خواست من گوش کردن به صدای این غریب آشنا است. در آخرخود را بسپارید به این سخن:
خدایا تو آنی که آنی، من آنم که دانی ،چنان که باید، چنان کن که شاید، من آن خواهم که دانم، تو آن ده که باید.
چند تا کتاب بهتون معرفی می کنم و امیدوارم این کتابها رو بخونید و لذت ببرید!
خاله بازی :
نویسنده : بلقیس سلیمانی
این رمان از اون دسته کتابهای متفاوته که به تبیین حقوق زن و جایگاهش درخانواده های ایرانی پرداخته! تقریبا میشه گفت پایان بازی داره و هرکسی این تیپ رمان نمی پسنده ولی در کل برای کسانی که انتظار متفاوتی از رمان دارند و رمان خوانهای قهاری هستند جذاب و جالبه!

بازی آخر بانو
نویسنده : بلقیس سلیمانی
این رمان هم در مورد زنان است اما هم داستان جذابی داره هم پایان فوق العاده و غافلگیر کننده ای داره ٬ و مثل کتاب قبلی برای رمان خوانها و افرادی که انتظاری دگرگونه از رمان دارند جالبه!
سمفونی مردگان
نویسنده : عباس معروفی
(قبل از هر چیز باید گفت این کتاب یک شاهکار است >>>هفته نامه ی دی ولت سوییس)این رمان برنده ی جایزه ی فاسفی سورکامپ بوده و نویسنده ی آن مقیم آلاست. نمی مان است .گم چطور کتابیه چون تعابیر و تفاسیر و حرف و حدیث پشتش زیاده ولی از من به شما نصیحت: از دستش ندین و حتما بخونیدش!
ارمیا
نویسنده: رضا امیر خانی
این کتاب در مورد دفاع مقدسه اما در قالب زندگی پسری به نام ارمیا ! با وجود اینکه ارمیا شخصیت اصلی داستان است نویسنده ی توانا حوادث زمان رو طوری گرد این پسر چیده که ناخودآگاه آدم جذب میشه و به روزهای بعد از دفاع مقدس نگاهی متفاوت می کنه! 
بیوتن
نویسنده : رضا امیرخانی
ادامه ی رمان قبلی در جامعه ی مذهبی و سیاسی امروز است. ارمیا این رزمنده ای که آرزوی شهادت داشت حالا به عنوان مهندس در زمان کنونی(دهه ۸۰) به آمریکا می رود و آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که.....................
بقیه اش رو خودتون بخونید!چون این رمان خیلی طرفدار داره!
ضمنا نظر رو فراموش نکنید (راجع به بیانیه جدید جنبش فرا تعطیلی طلب کلاس (جفتک) هم نظر بدین ببینم موافقید، مخالفید چطوره....)
خواهشا فقط با اسم واقعي نظر بدين تا حق هيچكس ضايع نشه (لطفا)
راستي بچه ها توي خبرنامه وبلاگ (سمت چپ - زير نظرسنجي ها) هم عضو بشين تا هروقت وبلاگ به روز شد يه ايميل برتون ارسال بشه و بهتون اطلاع بده.
و اما عکس ها



بقیه عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید
با عرض سلام خدمت همه همراهان جنبش؛ بيانيه شماره دو را به شرح زیر خدمت همه عزيزان تقديم ميكنم:
دوستان من؛
امروز اوضاع به گونه اي درآمده كه تشخيص روز تعطيل از غير تعطيل براي جنبش هم سخت شده است. همه در كفش ما پا ميكنند حتي به تازگي در پاي ما كفش هم ميكنند. يك روز دولت تعطيل ميكند ، يك روز شهرداري ، يكروز .... اين چه بساطي است پس ما كي را تعطيل كنيم؟؟؟ يك بينش عميق نياز دارد تا فهميد چه روزهايي براي تعطيلي مناسب هستند. البته خدا رو شكر جز عده بسيار قليلي از دانشجويان بي بينش، ۹۹٪ داراي نگاه عميق هستن و مسئولين جنبش هم خدارا شكر از اين بينش بي دريغ نيستند.
بزرگواران و بزرگ واران (توجه كنيد خيلي بين اين دوتا فرق هست/ بينش لازم داره)
ما نمي خواهيم كلاس را به تعطيلي بكشانيم بلكه كلاس مدام از ما ميخواهد كه به تعطيلي كشيده شويم و دست از سر ما برنمي دارد. برخي از دوستان ناباب به تازگي نظر داده اند كه ديگر كلاس را تعطيل نكنيم ولي زهي خيال باطل. ما فريب شما را نخورده و به راه خود ادامه خواهيم داد.
شجاعان بي باك
چگونه عده اي با نام عظيم (جفتك) ميخواهند در ميان همكلاسي ها تفرقه ايجاد كنند؟؟؟ آيا نمي بينيد كه بعضي ها مي خواهند براي بي كفايت نشان دادن جنبش ، زودتر از موعد مقرر كلاس را تعطيل كنند؟؟؟ اما ما اجازه اينچنين شيطنت هايي را نخواهيم داد و به تازگي مطلع شده ايم كه استكبار جهاني و اسراييل خونخوار پشت اين برنامه هستند... ميخواهند تفرقه ايجاد كنند/ نگذاريد عزيزان
دلاور مردان و شيرزنان
كلاس در خطر است. من خطر ميبينم به وضوح . حتي چيزهايي به من رسيده كه برخي چيزها به شدت چيز شده اند كه نگذارند ما چيزي بشويم ولي ما چيزتر از اين چيزهاييم. و به كوري چشمانشان، چيزشان را چيز ميكنيم. (فتنه شان را خنثي ميكنيم). در كل اتحاد خودتان را از دست ندهيد.
فرزندان جنبش
اين آخرين تصميم بزرگ اين ترم است؛ بعد از عاشورا و تاسوعا هيچ يك از افراد كلاس در صحن علني و غير علني دانشگاه حاضر نگردند تا مشت محكمي باشد بر دهان ياوه گوياني كه با رسانه هاي عظيم الجثه خود تبليغ ميكنند كه كلاس ما متحد نيست.
آري، در اين برهه حساس تاريخي بار ديگر اثبات ميكنيم كه ما پشت هم هستيم وشعار اين بيانيه نيز اين است:
تعطيلي عاشورا و تاسوعا
همكلاسي؛ حق مسلّم ما
بيانيه شماره دو
جنبش فراتعطيلي طلب كلاس (جفتك)

اين هم عكسي از اتحاد بچه هاي كلاس