موضوعی که اخیراً ذهنم را مشغول کرده وبسیار مرا آزرده است این است که متاسفانه به دلیل مشکلات اقتصادی بیشتر افرادی که در مقاطع برتر علمی در کشور تحصیل می کنند بعد از فارغ تحصیل شدن از آنچه که در طول تحصیل کسب کرده نمی توانند استفاده کنند و صرفا در حد همان دانسته های کسب کرده ساقط می ماند!!چرا دانشجویی که بعد از سالها تلاش و زحمت فارغ تحصیل شده و حال با سرمایه ای زیاد ( افکار و ایده ها) و سرمایه ای کم ( پول) وارد جامعه شده نباید بتواند بدون داشتن فاکتور دوم (سرمایه کم) ره به جایی ببرد.

مگر حداقل نیازهای معمولی هر موجود زنده ای که در هر کجای این منظومه شمسی زندگی می کند لانه و یا آشیانه ای بیش است که در آن دمی بیارامد، حال چه برسد به انسان متفکر که غیر از نیازهای غریزی به نیازهایی چون علم و دانش و بعد از آن استفاده علمش در جهت شکوفایی فکری خود و دیگران نیازمند است، ولی این لانه که مایه آسایش ما است از آن 70 سال فاصله داریم به قول معروف سختی زندگی فقط 70 سال اوله.

با این اوصاف در جامعه ا ی که حداقل نیاز معمولی ما خانه ای امن و گرم هست از آن بی نصیب هستیم چگونه می توانیم قدم را محکم تر برداریم و حرکت کنیم، به چه امیدی؟!

پدری تعریف می کرد فرزندی دارد که رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه های دولتی تحصیل می کند ولی بدلیل نداشتن هزینه تامین خرید کامپیوتر نمی تواند کامپیوتری در اختیار فرزند خود بگذارد

درد از این بیشتردر کجا دیده اید!!!

یک روز که داشتم در یکی از خیابانها مسیری را می رفتم مادری دیدم که با چند جفت جوراب به دست در آن سرمای طاقت فرسا صدا می زند جوراب 3جفت 2000 تومان !!! چرا چنین مادران و پدرانی همه ما مرتب در طی زندگی روز مره خود می بینیم و بیشتر مواقع با بی توجهی از کنارشان رد شده ایم؟؟؟ ( البته حق با ماست چون کاری از دستمان برنمی آید).

واقعا درد جامعه ما در این است که ما روزانه اینقدر از این صحنه ها دیده ایم که دیگر دیدن این افراد نمی توانند توجه ما را حتی برای لحظه ای به خود جلب کنند شاید هم مشکل از ماست که خوب یاد گرفته ایم به همه چیز عادت کنیم و راه های زیادی برای توجیه کارهای خود یاد گرفته ایم و همیشه مشکلات را متوجه دیگران میکنیم و هیچ وقت حتی فکر این را هم نمیکنیم که جزیی ترین نقص ها را متوجه خود بدانیم . این همه غرور تا به کجا!!!

ببخشید از اینکه دقایقی خاطرتان را ملول کردم ولی بر این اعتقادم که حتی در انتهای کوچه های بن بست هم به آسمان راهی هست فقط باید پرواز را آموخت.

"شادی هایتان همیشه مستدام باد"