اهل دانشگاهم...
روزگارم خوش نیست ...ژتونی دارم خرده پولی، سرسوزن هوشی ،دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید ؛دوستانی که همچون من مشروطند / واتاقی که همین نزدیکی است... اهل دانشگاهم ؛ پیشه ام گپ زدن است /گاه گاهی هم مینویسم تکلیف می سپارم به شما تا به یک نمره بیست که در آن زندانیست ؛دلتان تازه شود / چه خیالی-چه خیالی- میدانم کپ زدن بیهوده است ؛ خوب میدانم دانشم کم عمق است / اهل دانشگاهم قبله ام آموزش- جانمازم جزوه ، مهرم میز ، عشق از پنجره ها می گیریم /همه ذرات مخ من متبلور شده است/ پدرم وقتی رفت پاسبان ها همه استاد شدند ؛ استاد از من پرسید چند نمره ز من میخواهی ؟ / من از او پرسیدم دل خوش سیری چند / پدرم استاتیک را از بر داشت و کوئیز هم میداد / درس ها را آن روز حفظ می کردم ؛ در خواب امتحان چیزی بود ، مثل آب خوردن / خوب یادم هست درسی بی رنجش میخواندم ، نمره بی خواهش می آوردم / تا معلم پارازیت می انداخت ، همه غش می کردند / من کسی را دیدم که برای داشتن یک نمره 10 دم دانشکده پشتک میزد / دختری را دیدم که به ترمینال نفرین می کرد / اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت / اتوبوسی دیدم ؛ کسی از روزن پنجره می گفت: کمک ...! سفر سبز چمن با کوکو / بارش اشک پس از نمره تک ؛ جنگ آموزش با دانشجو ؛ جنگ دانش جویان سر ته دیگ غذا / جنگ نقلیه با جمعیت ؛ منتظران حمله درس به مخ / حذف یک درس به فرماندهی کامپیوتر ؛ فتح یک نمره به دست ترمیم / فتح یک نمره به دست استاد مثل یک لبخند در آخر ترم همه را دیدم ... اهل دانشگاهم اما نیستم دانشجو ؛ کارت من گم شده است / من به مشروط شدن نزدیکم من در این دانشگاه چقدر مضطربم! / من ندیدم هرگز یک نمره بیست ؛ من ندیدم که کسی ترم آخر باشد / من به یک نمره ناقابل 10 خشنودم و به لیسانس قناعت دارم / من در این دانشگاه در سراشیب کسالت هستم / خوب میدانم که استاد کی کوئیز میگیرد ؛ اتوبوس کی می آید / خوب میدانم برگه حذف کجاست ؟ / هر کجا هستم باشم ... تریا ، نقلیه ، دانشکده از آن منست / رختها را بکنیم پی ورزش برویم ؛ توپ دریک قدمی است ونگوئیم که افتادن مفهوم بدی است / ونگوئیم کتابی که درآن فرمول نیست / وبدانیم اگر سلف نبود ؛ همگی می مردیم وبدانیم اگر نقلیه روزی تعطیل شود همگی می مانیم / و نترسیم از حذف وبدانیم اگر حذف نبود ؛ همگی می ماندیم وبپرسیم کجاییم و چه کاری داریم / و نپرسیم که در قیمه چرا گوشت کم است بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم / کار ما نیست شناسایی مسئول غذا ... کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی ؛ پیوسته شناور باشیم / کار ما نیست شناسایی بی نظمی ها ؛ کار ما شاید اینست که............................................
هم شاعر مرد همکلاسی خوب است