ثانیا ماهیت این قیام ها که به طور واگیر به سایر نظام های وابسته در منطقه در حال سرایت است ، همگی اسلامی بوده و به زعم خود استکبار ، بیانگر تاثیر ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران در منطقه است به نحوی که نخست وزیر رژیم صهیونیستی با صراحت در اولین واکنش به قیام مصر می گوید: «مااز روی کار آمدن نظامی چون ایران در مصر نگرانیم»
به نظر می رسد عامل دوم از اولی برای آن ها مهم تر باشد چرا که جنگ با یک آرمان و ایدئولوژی اسلامی آن هم برگرفته از انقلاب اسلامی ایران که نفوذش در عمق جان افراد است سخت تراست از سرکوب یک ملت بی ایمان.با این تفاسیر پاسخ به دو پرسش زیر مهم است:


 
1- چه عاملی در بیداری مردم مصر و تونس موثر بود؟                            س
2- برای محو شدن این بیداری غرب باید کجا را هدف بگیرد ؟



پاسخ سوال اول دو قسم است: قسم اول باعث شناخت مردم مصر و تونس از وضعیت فضای صحنه است قسم دوم سبب حرکت مردم متناسب با این شناخت است  .



مبارک و بن علی به ترتیب 30 و19 سال با پشتیبانی غرب بر مردم حکومت کردنددر این مدت اقدامات آن‌ها از نگاه تیز بین جهانیان خصوصا مردم این دو کشور دور نبوده و نتایج حکومت این دیکتاتور ها که همگی با شعار دموکراسی روی کار آمده بودند به زعم مردم چیزی نبوده جز اختناق در فضای جامعه ، استبداد ، مشکلات اقتصادی و فقر برای مردم و مال اندوزی روز افزون ، رشوه خواری و فساد مالی برای حاکمان ، عدم پیشرفت محسوس کشور و نوکری حاکمان برای استکبار و عمل در چارچوب خواست آن‌ها . این اقدامات همگی در فضای مخالفت با اسلام صورت می گرفت ، در صورتی که مردم این کشورها مسلمان بودند .


این توضیخات چیزهایی بود که سبب شناخت می شد اما یک علامت سوال هنوز وجود دارد که چرا مردم با دانستن این‌ها زودتر قیام نکردند!؟ که در ادامه خواهیم گفت .قسم دوم ؛ مردم قیام نکردند چون انگیزه ومحرک نداشتند به تعبیر بهتر یک الگوی مطمئن نداشتند که جایگزین این همه ظلم بکنند و به استکبار بفهمانند که ما روشی بهتر برای زندگی و مدیریت حکومتی داریم! طی 30 سال گذشته جمهوری اسلامی ایران تنها نظامی بود که علی رغم تمام عداوت ها و محدودیت ها برسر ایمان و عقیده خویش علیه استکبار ایستاد وبا نه گفتن به روش مدیریتی آن ها در اداره جهان روشی جایگزین با اتکا به مبانی اسلام را برگزید و بدون وابستگی و باج دادن به پیشرفت واقتدار رسید و به همگان ثابت کرد اسلام و روش آن برتر است! این ها باعث می شود ایران الگوی مناسبی برای سایر ملل باشد خصوصا حالا که نظام ایران بعد 30 سال قوی تر و دشمن او ضعیف تر شده و دو نمونه موفق  دارد که از او تأسی جستند و به پیروزی رسیدند یعنی حزب الله لبنان و حماس!مردم مصر و تونس با الگو قرار دادن ایران دو چیز را دریافتند:


1-  ایستادگی و نترسیدن از تهدید استکبار


2-  وارد کردن ایدئولوژی اسلام در روش حکومتی 


پس مردم این دو کشور ایران را الگو قرار دادند چرا؟ چون ایران اسلام سیاسی انقلابی (ونه طالبانی) را برگزید و به اقتدار رسید.
حال می پردازیم به پاسخ سوال دوم یعنی :


 برای مقابله با این بیداری غرب چه باید بکند؟
خوب
  مسلماً استکبار باید با این گرایش از اسلام یعنی اسلام سیاسی _ انقلابی (اسلام حقیقی) مقابله کند،  اما  صرف مخالفت با این نوع اسلام و حذف کتبی که این اسلام را معرفی می کند و یا وارونه جلوه دادن اسلام و محدود کردن آن به مسجد و حوزه شخصی (چون کلیسا) و... کفایت نمی کند ، بلکه باید سعی کرد و می کنند که مبدا این جریان یعنی ایران رانابود کنند تا ریشه خشک شود .
از اول تاسیس جمهوری اسلامی شروع کردند به طرح ریزی برای نابودی از طُرق مختلف یک روز کودتا
 ، یک روز جنگ ، یک روز ترور مقامات برجسته و ... وقتی دیدند این نظام را نمی شود زمین زد گفتند باید آن را استحاله کرد ؛ یک روز با تحریک دانشجو ، روزی دیگر از طریق ورود افراد سست و وابسته به سیستم حکومتی و اخیرا اختلاف  افکنی بین مسئولین و.... به حمدالله هرجه این توطئه ها قوی تر شده استحکام مردم ونظام بیشتر شده.
در جریان قیام اسلامی دومینو وار کشورهای منطقه دیدند اقتدار ایران که به خودی خود در حال افزایش هست! اگر این قیام ها
 به نتیجه برسد دیگر نمی شود آن را جمع کرد خصوصا عنایت دارید که به مدت یک ماه تمام توجه رسانه های گروهی جهان روی این قضیه متمرکز بود و از تبعات منفی آن قطعا سرایت این قیام ها به نقاط دیگر حتی کشورهای غیر اسلامی حواهد بود .به عبارت عامیانه باید هرچه زودتر توپ را به زمین حریف (ایران) بیندازند بلکه از این فشار خلاص شوند.
پروژه بازی با مهره های سوخته جریان فتنه سال قبل
  پیامد تصمیم استکبار:
در اولین گام عمال آن ها یعنی سران فتنه
  فراخوان راهپیمایی  برای حمایت از مردم مصر در روز 25 بهمن را  می دهند ! که علی رغم ادعای خود  نه تنها به حمایت از مردم مصر نپرداختند بلکه با گستاخی هر چه بیشتر چند آشوب‌گر را برای تخریب اموال عمومی وترس مردم آن هم باسلاح گرم فرستادند که منجر به شهادت دو نفر و زخمی شدن 9 نفر شد.  باتوجه به این اقدمات تامل در مورد سوال های زیر ضروری است:
1.سران فتنه اگر واقعا مدعی حمایت از مردم مصر بودند چرا به اقیانوس عظیم ملت در 22بهمن نپیوستند ؟
2. آیا مصلحت قوه قضائیه هنوز در رها نگه داشتن سران آن هاست؟
3. در جریان روز 25 بهمن کاردار اسپانیا و عوامل انگلیس نقش داشتند .آیا نباید وزارت خارجه توجه بیشتری در کنترل این موارد داشته باشد؟
4.در جریان وقایع این روز ما شاهد تمرکز یگان ویژه پلیس در خیابان انقلاب وکم توجهی به خیابان های فرعی حوالی انقلاب بودیم چند حادثه
  به این ترتیب باید به وقوع بپیوندد تا این اهمال گری ها پایان یابد؟
5.آیا کسانی که سکوتشان در طول جریان فتنه وپس از آن تلویحا مهر تایید بر این حوادث بود وچراغ سبزی برای بدخواهان به شمار می رفت در خون شهدای فتنه شریک نیستند؟
و...
.


 


به احتمال زیاد این پایان ماجرا نخواهد بود . مردم شریف که به وظیفه شرعی خود یعنی داشتن بصیرت  و حضور در صحنه جهت اطاعت از امر ولی وحمایت از انقلاب چون گذشته عمل خواهند کرد . این مسئولین هستند که همگی باید با خنثی سازی این قائله بیش از این انرژی نظام را مطابق خواست دشمن بیهوده صرف نکنند تا از قافله جا نمانیم.
اندکی صبر که سحر نزدیک است....

 

نوشته شده در وبلاگ زندگی کاروانی...http://basirat70.parsiblog.com